تبلیغات
صدای خدا

صدای خدا
اللهم عجل لولیک الفرج

مردی از اهالی کوفه در ضمن نامه ای به حضرت امام حسین (ع) نوشت:

مولای من بفرمایید خیر دنیا و آخرت چیست؟

حضرت امام حسین (علیه السلام) در جواب او نوشت :

بسم الله الرحمن الرحیم

هر کس جویای رضای خدا باشد (مردم با او خشمگین می شوند) و خداوند به جای مردم کارهای او را اصلاح می کند و هرکه جویای رضای مردم باشد و (با به خشم آوردن خدا) خداوند او را به مردم واگذار می کند. (و مردم او را وا می گذارند).

بحارالانوار جلد 17 (جلد 2 صفحه 115)

منبع: 3 نقطه

 

 

حوادث روز تاسوعا

در روز نهم محرم سال 61 هجری (معروف به روز تاسوعا)، همه شواهد بر حمله قریب الوقوع لشکر کوفه دلالت داشت. یاران امام حسین(ع) خود را برای تحمل مصیبتها و پذیرش شهادت در راه خدا آماده کرده بودند.

 

تلاش برای جدا ساختن ابوالفضل

شمر بن ذی الجوشن که نوعی خویشاوندی مادری با حضرت ابوالفضل(ع) و دیگر فرزندان ام البنین داشت، امان نامه را از ابن زیاد برای اآن بزرگواران گرفته بود تا بتواند به خیال خود، آنان را از کاروان امام حسین(ع) جدا سازد. از این رو، در روز تاسوعا به نزدیک محل کاروان آن حضرت نزدیک شد و گفت: کجایند خواهرزادگان ما؟

برادران امام حسین(ع) که مادرشان ام البنین بود، یعنی ابوالفضل العباس، جعفر، عبدالله و عثمان بن علی از خیمه بیرون آمدند و پرسیدند: چه می گویی؟

شمر گفت: شما در امان عبیدالله بن زیاد هستید.

آن بزرگواران گفتند: «لعنت خدا بر تو و بر امان نامه ات؛ ایا ما در امان باشیم و فرزند رسول خدا ایمن نباشد؟».

شمر، با شنیدن سخنان آن فرزانگان باوفا، با خشم به لشکرگاه عمر بن سعد بازگشت.

 

هجوم لشکر عمر بن سعد

عمر بن سعد بر آن شد تا در روز نهم محرم به سوی خیمه گاه امام حسین(ع) هجوم آورد. آن حضرت در جلوی خیمه خود نشسته بود که ناگاه فریاد حمله سپاه دشمن به گوش رسید. ابوالفضل(ع) به سالار شهیدان عرض کرد: برادر! آن گروه به سوی تو می آیند.

حسین برخاست و به ابوالفضل فرمود: فدایت شوم؛ از آنان سوال کن این حرکت برای چیست؟

عباس(ع) با زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر، همراه با 20نفر از یاران آن حضرت به سوی لشکر مهاجم حرکن کردند و از علت فریاد و هجوم آنان پرسیدند.

آنان گفتند: امیر ما، فرمان حمله داده است.

ابوالفضل، پیام آن گروه را به امام حسین(ع) رساند. آن حضرت فرمود: از آنان بخواه تا جنگ را به فردا موکول کنند، زیرا امشب را می خواهم به نماز و نیایش بپردازم.

فرستادگان لشکر، پیام امام را به عمر بن سعد عرضه کردند. او پس از گفتگو با سران سپاهش، با این درخواست موافقت کرد و چنین گفت: تا فردا به شما مهلت می دهم، پس اگر تسلیم شدید شما را به نزد امیر خود عبیدالله بن زیاد می فرستیم، ولی در غیر این صورت دست از شما بر نخواهیم داشت.

بسیاری از همراهان سالار شهیدان که از ایمان و اخلاص بالایی برخوردار نبودند، وقتی جنگ را حتمی دیدند و به کشته شدن خود اطمینان یافتند، صحنه را ترک کردند و به شهرها و آبادیهای خود باز گشتند. اما جمعی از یاران باوفا و فداکار آن حضرت که آماده جانبازی در راه خدا و حمایت بی دریغ از حجت خدا بودند، همچنان مانند کوهی استوار در کنار مولای خود باقی ماندند.

منبع: کتاب الکترونیک امام حسین(ع) از مدینه تا کربلا




طبقه بندی: محرم،
برچسب ها: محرم، تاسوعا، ابوالفضل، حضرت عباس(ع)، هجوم لشکر عمر بن سعد، حدیث امام حسین درباره خیر دنیا و آخرت، دنیا و آخرت،
[ چهارشنبه 22 آبان 1392 ] [ 05:44 ق.ظ ] [ حامد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیك الفرج
نیت كردی، توبه كردی، اشك ریختی، غسل كردی، احرام بستی، قربانی كردی... حُجَت تمام و حُجَت تمام، اما... هنوز لب تشنه ای؛ هاجر وار صفا و مروه را نه هفت بار، هزار بار هروله می روی. نه به دنبال آب، تشنه قطره ای آب زلال معرفت و نوری.
خدایا! چند بار باید دل را صفا داد و چند بار باید مروه خشك و تهی دنیا را جستجو كرد؟
خدایا! چشمه زمزم ما كی می جوشد؟
یا صاحب الزمان، ای زلال معرف خداوندی تشنه ایم. سیرآبمان كن.
آقا تو را قسم به شهیدان ظهور كن
یا صاحب الزمان
العجل العجل العجل
اللهم عجل لولیك الفرج
نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
برای حمایت ازما اینجا کلیک کنید :
با تشکر از حمایت شما